ثبت نام

براي اولين بارآزمون ارشد ثبت نام كردم.اين آزمون از اون آزمون هاست كه تكرارش رفته رقته سخت تر ميشه واسترس زيادي خواهدداشت؛براي كساني كه دراين آزمون شركت كرده اند آرزوي موفقيت دارم خب ميگن هرچه رابراي خود مي پسندي براي ديگران نيز بپسند.

براي اولين بارآزمون ارشد ثبت نام كردم.اين آزمون از اون آزمون هاست كه تكرارش رفته رقته سخت تر ميشه واسترس زيادي خواهدداشت؛براي كساني كه دراين آزمون شركت كرده اند آرزوي موفقيت دارم خب ميگن هرچه رابراي خود مي پسندي براي ديگران نيز بپسند.
| اين مقاله از سايت حقوق ایران باز انتشار شده است | |
|
|
| نویسنده حسين زاهدي - سایت دادخواهی | |
|
بسيار ديده ايم كه محاكم، خصوصاً محاكم بدوي در تشخيص دعاوي مالي از دعاوي غيرمالي مرتكب اشتباه شده اند و دفاتر دادگاه نيز بدون توجه به دعوي مطروحه اقدام به اخذ هزينه دادرسي بر مبناي دعاوي غيرمالي كرده اند كه اين امر علاوه بر وارد كردن خسارت به درآمد عمومي كشور و طرح دعاوي واهي از ناحيه اشخاص، مشكلات عديده اي را نيز خصوصاً در مرحله تجديد نظر پديد مي آورده به عنوان مثال چنانچه در پرونده ي دعوي خلع يد كه به استناد بند ۱۲ شق ج ماده ۳ قانون وصول برخي از درآمدهاي دولت و مصرف آن درموارد معين از دعاوي مالي محسوب و نياز به تقويم خواسته دارد اشتباهاً غيرمالي به شمار رود و خواسته تقويم نگردد. اولاً: مشخص نيست كه رأي قطعي است يا قابل تجديد نظر. ثانياً: قابليت يا عدم قابليت فرجام خواهي آن نامعلوم گردد . الف : چنانچه رأي بدوي به نفع خواهان صادر شده باشد در اين مرحله وي مي تواند با تقويم خواسته به ميزان كمتر از سه ميليون ريال رأي را قطعي كرده وخوانده را از حق تجديدنظر خواهي محروم كند و يا اينكه به دنبال حصول اختلاف بين اصحاب دعوا در بهاي خواسته دادگاه تجديد نظر اقدام به اجراي ماده ۶۳ ق.آ.د.م كند كه اضافه بر اينكه مشكلاتي را براي محاكم تجديد نظر ايجاد خواهد كرد موجب اطاله دادرسي نيز خواهد شد. ب: چنانچه رأي به نفع خواهان صادر نشده باشد و دعوي او محكوم به بطلان شده باشد با تقويم خواسته به مبلغي بيش از سه ميليون ريال آن را قابل تجديد نظر مي كند. ج : در صورتي كه دعوي خواهان محكوم به بطلان شده باشد و وي نسبت به رفع نقص اقدام نكند برابر ذيل ماده ۳۵۰ قانون آيين دادرسي مدني دادگاههاي عمومي و انقلاب قرار رد دعوي صادر مي شود كه اين امر موجب طرح مجدد دعوي از ناحيه خواهان شده و موضوع را از اعتبار امر مختومه خارج كرده و تلاش خوانده را كه موفق به اثبات بي حقي و بطلان دعوي خواهان شده بي اثر مي كند. وصيت كوروش بزرگمنبع:http://www.hoqouq.com فرزندان من، دوستان من! من اكنون به پايان زندگي نزديك گشتهام. من آن را با نشانههاي آشكار دريافتهام.وقتي درگذشتم مرا خوشبخت بپنداريد و كام من اين است كه اين احساس در کردار و رفتار شما نمايانگر باشد، زيرا من به هنگام كودكي، جواني و پيري بختيار بودهام. هميشه نيروي من افزون گشته است، آنچنانكه هم امروز نيز احساس نميكنم كه از هنگام جواني ناتوانترم. من دوستان را به خاطر نيكوييهاي خود خوشبخت و دشمنانم را فرمانبردار خويش ديدهام. زادگاه من بخش كوچكي از آسيا بود. من آنرا اكنون سربلند و بلندپايه باز ميگذارم. در اين هنگام كه به سراي ديگر ميگذرم، شما و ميهنم را خوشبخت ميبينم و از اين رو ميخواهم كه آيندگان مرا مردي خوشبخت بدانند. بايد آشكارا جانشين خود را اعلام كنم تا پس از من پريشاني و نابساماني روي ندهد.من شما هر دو فرزندانم را يكسان دوست ميدارم ولي فرزند بزرگترم كه آزمودهتر است كشور را سامان خواهد داد. فرزندانم! من شما را از كودكي چنان پروردهام كه پيران را آزرم داريد و كوشش كنيد تا جوانتران از شما آزرم بدارند.تو كمبوجيه، مپندار كه عصاي زرين پادشاهي، تخت و تاجت را نگاه خواهد داشت. دوستان يکرنگ براي پادشاه عصاي مطمئنتري هستند. هر كس بايد براي خويشتن دوستان يكدل فراهم آورد و اين دوستان را جز به نيكوكاري به دست نتوان آورد. به نام خدا و نياکان درگذشتهي ما، اي فرزندان اگر ميخواهيد مرا شاد كنيد نسبت به يكديگر آزرم بداريد.پيكر بيجان مرا هنگامي كه ديگر در اين گيتي نيستم در ميان سيم و زر مگذاريد و هر چه زودتر آن را به خاك باز دهيد. چه بهتر از اين كه انسان به خاك كه اينهمه چيزهاي نغز و زيبا ميپرورد آميخته گردد.من همواره مردم را دوست داشتهام و اكنون نيز شادمان خواهم بود كه با خاكي كه به مردمان نعمت ميبخشد آميخته گردم. همواره حامي كيش يزدان پرستي باش، اما هيچ قومي را مجبور نكن كه از كيش تو پيروي نمايد و پيوسته و هميشه به خاطر داشته باش كه هر كسي بايد آزاد باشد تا از هر كيشي كه ميل دارد پيروي كند. هم اكنون درمي يابم که جان از پيكرم ميگسلد … اگر از ميان شما كسي ميخواهد دست مرا بگيرد يا به چشمانم بنگرد، تا هنوز جان دارم نزديك شود و هنگامي كه روي خود را پوشاندم، از شما خواستارم كه پيكرم را كسي نبيند، حتي شما فرزندانم. از همه پارسيان و همپيمانان بخواهيد تا بر آرامگاه من حاضر گردند و مرا از اينكه ديگر از هيچگونه بدي رنج نخواهم برد شادباش گويند. به واپسين پند من گوش فرا داريد. اگر ميخواهيد دشمنان خود را تنبيه كنيد، به دوستان خود نيكي كنيد. داوری درزمین جدایی طلاق یعنی نقطه مخالف ازدواج،تلخ ترین حلال خداوند،سرانجام عشقهای درب وداغان شده وآخرین ایستگاه ازدواج های ناموفق.شاید همه مترادف های بالا برای طلاق درست باشد،اماطلاق با همه تلخی ها وناراحتی های خودش،راه وشیوه ای قانونی داردکه باید به دقت مورد توجه قرار گیرد.قرار است طلاق را از دیدگاه قانونی به طورکامل بررسی کنیم،اماخداکند این پستراتنهابرای بالابردن اطلاعات عمومی تان بخوانیدواصلاًفکررسیدن به آخرخط رانکنید. “یادش بخیر نباشد”آن قدیم ندیم ها ،یعنی تاپیش ازآبان سال۱۳۷۱که قانون اصلاح مقررات مربوط به طلاق تصویب شد،ثبت طلاق بسادگی آب خوردن بود،یعنی این که زن وشوهر هم اینکه به خاطرشبکه تلویزیونی ویادم کشیدن یانکشیدن برنج شام بحثشان می شود،صبح علی الطلوع جلوی محضربودندوطلاق.اماجندماه که می گذشت،می فهمیدندچه اشتباهی کردند ولی دیگرهمه چیزتمام شده بود. امااززمان تصویب این قانون،طلاق گرفتن دیگر مثل سابق کشکی نیست،بلکه زن وشوهری که می خواهند ازهم جدا شوند،حتی اگردرباره همه چیز توافق کرده باشند،ابتدا برای رسیدن به اختلافشان به دادگاه مدنی خاصی(دادگاه خانواده)مراجعه واقامه دعوا می کنند. قاضی دادگاه ابتدا سعی می کندطرفین را آرام کند وبرای حلَ مشکلاتشان تلاش کند؛امَا هردوی آنها پایشان را توی یک کفش کرده وطلاق می خواهند،آن وقت از داورهایی که دوطرف انتخاب کرده اند و برگزیده ی دادگاه هم هستند،می خواهند آنها راصلح بدهند؛اما بازهم اگر صحبتهای آنها موثرواقع نشد،گواهی عدم سازش صادر می شود وآنها می توانند بامراجعه به دفاترثبت طلاق،این جدایی تلخ راثبت کنند. داوری درزمینه طلاق برای صدور گواهی عدم امکان سازش،همانطور که دربالا اشاره شد،ابتدابایدزن وشوهر داورانی را به دادگاه معرفی کنند.نتیجه گیری این داوران تأثیر مهمی درصدور گواهی یا عدم صدورآن دارد.طبق ماده۲آیین نامه اجرایی قانون اصلاح مقررات مربوط به طلاق، پس ازصدورقرارارجاع موضوع به داوری هریک از زن وشوهر موظف هستند ظرف بیست روز یک نفراز آشنایان خود را که شرایط خاص داوری رادارند،به دادگاه معرفی نمایند.ماده۳ همین قانون می گوید:درصورتی که بین اقارب(فامیل واقوام)فردی که دارای شرایط خاص داوری باشد،وجود نداشته باشدویاآنکه دسترسی به آنها ممکن نباشدویااینکه به هردلیل این اقوام وآشنایان ازپذیرفتن داوری خودداری کنند،هریک اززن وشوهر می توانند داور خود را ازمیان افراد دیگری که صلاحیت دارند تعیین ومعرفی کنند ودرصورت امتناع یانداشتن توانایی در معرفی داور،دادگاه خودش ازمیان افراد واجدشرایط،داور یا داورانی راانتخاب می کند. فرجه ای برای داوران پس از معرفی داوران،دادگا ه در وقت فوق العاده جلسه توجیهی تشکیل میدهد ووظایف آنها راگوشزدمی کند وارشادات لازم رابه آنها می دهد.پس ازآن،دادگاه فرجه ای رابرای اعلام نظر داوران مشخص می کند که البته داوران می توانند درخواست مهلت بیشتری بکنندکه بانظرداگاه درصورت نیاز به مهلت،تمدید می شود.طبق ماده۷ همین قانون داوران منتخب یا منصوب وظیفه دارند باتشکیل حداقل دوجلسه باحضور زن وشوهر،سعی کنند اختلافات آنها راحل وفصل کنند؛امااگر رفع اختلاف نشد یایکی اززوجین ازحضوردرجلسه خودداری کرد،داوران باید باتشکیل جلسات باحضور زن وشوهر و یابا یک نفرازآنها،نظر خودشان رادرباره امکان یا عدم امکان سازش به دادگاه تسلیم کنند. پایان راه نظرداوران تاثیربسیارزیادی درتعیین سرنوشت ازدواج شکست خورده دارد.چنانچه آنها اعلام کنند که دیگراین عشق،جوش خوردنی نیست وهمه چیزتمام شده است،آن وقت باوجود دیگرشرایط قانونی،گواهی عدم امکان سازش صادرمی شود،وزن وشوهر می توانند با ارائه آن به دفترثبت ازدواج وطلاق،هرکدام به دنبال زندگی خودشان بروند.
شرايط داوري طبق ماده۴۰آيين نامه قانون اصلاح مقررات مربوط به طلاق؛داوراني كه زن وشوهر به دادگاه معرفي مي كنند بايد داراي شرايط زير باشند.اول اينكه مسلمان باشد،دوم اينكه آشنايي نسبي به مسائل شرعي،خانواذگي واجتماعي داشتهخ باشد وحداقل سنش هم۴۰سال تمام باشد.متاهل بودن،معتمد بودن واشتهارنداشتن به فسق وفسادنيزشرايط سوم تاششم وي است بمناسبت وفات دکترمصدق
محمد تحصیلات مقدماتى را در تبریز گذراند و پس از بر تخت نشستن مظفرالدین شاه، همراه خانواده اش به تهران آمد. پدرخوانده اش كه حالا منشى مخصوص شاه بود فرمان استیفاى خراسان را براى او گرفت. مصدق السلطنه با وجود سن و تجربه كم، چنان تسلط و آداب دانى به عنوان مستوفى خراسان از خود نشان داد كه جاى خود را در دل بسیارى از رجال سیاسى وقت باز كرد. او پس از انقلاب مشروطه در نخستین دوره مجلس شوراى ملى به نمایندگى طبقه اعیان اصفهان انتخاب شد اما اعتبارنامه اش از آنجا كه سن او هنوز به سى سال نرسیده بود، رد شد. در دوران قاجار حقوق متهم درمرحله بازجویی توسط ظابطانبه نام خدا امام علی(ع):نه سکوت ازبیان حق خوب است ونه سخن گفتن باجهل. بازجویی ازمتهم یکی ازمهمترین مراحل تعقیب کیفری است.دراهمیت آن همین بس که زیربنای اغلب پرونده های کیفری(به ویژه درجرایم مشهود)براقدامات اولیه ظابطان درمرحله دستگیری وبازجویی از متهمان استواراست.علاوه برآنکه پایه اصلی اتخاذ تصمیم مراجع قضایی بربازداشت متهم نیزقطع ویقین حاصل از اطلاعات به دست آمده ازبازجویی است. براین اساس آگاهی متهمین از حقوق دفاعی (به عنوان حقوقی طبیعی و فطری واولیه)خودبه هنگام دستگیری ورعایت آنهاازجانب ظایطان و مقامات قضایی تا حد زیادی تضمین کننده حقوق متهمین می باشد.مهمترین حقوقی که میتوان برای اشخاص دستگیرشده توسط ظابطان(پلیس قضایی)ازابتدای دستگیری تاپایان فرایندبازجویی برشمرد عبارتنداز: ۱ـتفهیم موضوع اتهام به همراه دلایل آن به گونه ای صریح وروشن به متهم. ۲ـ حق سکوت متهم(مصونیت ازخوداتهامی). ۳ـتکلیف پلیس به اعلام حق سکوت متهم به صورت واضح(هشدارمیراندا). ۴ـ حق داشتن وکیل درمراحل بازجویی. ۵ـحق برخورداری ازوکیلان رایگان(معاضدتی)درصورت عدم توانایی مالی متهم. ۶ـحق متهم ازآگاه ساختن خانواده یا شخص موردعلاقه اش درخصوص دستگیری خود(جزدرموارداستثنایی مطابق شرایط قانونی). ۷ـلزوم رعایت مدت بازجویی وخودداری ازطولانی نمودن ساعات آن. ۸ـخودداری از سوالات تلقینی وانحراف کننده و خارج ازموضوع اتهام. ۹ـپرهیزازاجبارواکراه متهم درامربازجویی. ۱۰ـاجتناب ازهتک حرمت وحیثیت متهم. ۱۱ـتنظیم دقیق وبدون تحریف اظهارات متهم. تکلیف ماموران به تفهیم موضوع اتهام ودلایل آن تقریباً درهمه کشورهامورد پیش بینی وتایید قانونگذاران قرارگرفته است.به طوری که درعرصه بین المللی نیز براین مهم تاکید شده است. |